مطالب پیشنهادی از سراسر وب
۱ سال پیش
یادداشت نوشته شده به قلم جلیل سازگار نژاد در روزنامه شرق بر اهمیت مذاکره و گفتگو برای حل اختلافات بینالمللی تأکید دارد و در این راستا به تجربه صلح حدیبیه بهعنوان الگویی از گفتوگو اشاره میکند. این دیدگاه، اگرچه از نظر اخلاقی و انسانی قابل توجه است، اما در دنیای واقعی روابط بینالملل بهویژه در تعامل با کشورهای غربی و بهخصوص ایالات متحده، نیازمند یک تحلیل دقیقتر و عمیقتر است. جمهوری اسلامی ایران، چه از منظر اسلامی و شیعهگری و چه از منظر عزت ملی، هیچگاه با مذاکره و دیپلماسی مخالفت نداشته است، بلکه مشکل اصلی در این است که طرفهای غربی در عمل به عهد و توافقات خود پایبند نبودهاند و همواره با نقض وعدهها و قراردادها، به منافع خود از طریق زور و تحمیل سلطه پرداختهاند.
در آموزههای دینی اسلام، مذاکره و گفتوگو بهعنوان یک ابزار مشروع برای حلوفصل اختلافات میان ملتها و کشورها مطرح شده است. قرآن کریم در سورههای مختلف، از جمله سورههای «ممتحنه» و «انفال»، به مذاکره، تعامل و حتی صلح با دشمنان در صورتی که منافع مسلمین به خطر نیافتد، توصیه کرده است. پیامبر اسلام (ص) در بسیاری از موارد از جمله صلح حدیبیه، نشان داد که در مواقع ضروری، حتی با دشمنان سرسخت خود نیز میتوان برای حفظ منافع و صلح، به مذاکره و توافق دست زد.
اما این روند تنها زمانی موفق است که طرفین به اصول و وعدههای خود پایبند باشند. در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، همواره بر اصول اخلاقی مذاکره تأکید شده است، ولی در عمل این آمریکا و غرب بودهاند که بارها با نقض توافقات، این اصول را زیر پا گذاشتهاند. به عنوان مثال، همانطور که در مذاکرات برجام مشاهده کردیم، ایالات متحده بهطور یکجانبه از این توافق خارج شد، بدون آنکه هیچ دلیلی منطقی و قانعکننده برای این کار ارائه دهد. این رفتار، نقض آشکار اصول دیپلماسی و احترام به توافقات بینالمللی است که جمهوری اسلامی ایران بهطور پیوسته بر آن تأکید داشته است.
نگاه شیعی و انقلابی در جمهوری اسلامی ایران، با تأکید بر عزت و استقلال ملی، هیچگاه به صلح با دشمنان به قیمت تسلیم یا کوتاه آمدن از اصول ملی و اسلامی نپرداخته است. امام خمینی (ره) بهطور صریح بر این اصل تأکید میکرد که «صلح» زمانی امکانپذیر است که طرفین به یکسان به اصول و احترام متقابل پایبند باشند و در غیر این صورت، هیچگونه مذاکرهای نمیتواند معتبر باشد. به همین دلیل است که جمهوری اسلامی ایران در تمام مذاکرات بینالمللی خود، علیرغم پذیرش اصول دیپلماسی و گفتگو، همواره بر حفظ عزت و استقلال ملی تأکید کرده است.
بر اساس تفکر شیعی، عزت هیچگاه از راه سازش با دشمنان بهویژه کسانی که در پی سلطهگری هستند، بهدست نمیآید. امام حسین (ع) در کربلا، برای دفاع از حرمت دین و ملت، تا آخرین لحظه مبارزه کرد و نشان داد که تسلیم در برابر ظلم نه تنها غیرقابل قبول است، بلکه به معنای از دست دادن عزت و انسانیت است. جمهوری اسلامی ایران نیز در شرایط مختلف، از جمله در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب، همواره بر حفظ عزت و استقلال خود تأکید کرده است و هیچگاه بهخاطر «صلح» به قربانی کردن اصول ملی و دینی نپرداخته است.
تجربههای تاریخی متعدد از نقض عهد و بیصداقتی طرفهای غربی در مذاکرات با کشورهای مستقل، بهویژه در دهههای اخیر، ثابت میکند که نمیتوان به این قدرتها برای حفظ توافقات اعتماد کرد. برخی از موارد مهم عبارتند از:
• خروج یکجانبه آمریکا از توافق هستهای (برجام): همانطور که اشاره شد، ایالات متحده در سال 2018 بهطور یکجانبه از توافق هستهای که با سالها مذاکره و تلاش به دست آمده بود، خارج شد. این اقدام نه تنها موجب بحران جدید در روابط ایران و غرب شد، بلکه نشان داد که آمریکا هیچگاه به تعهدات خود در قالب توافقات بینالمللی پایبند نبوده است.
• تجاوزات آمریکا به کشورهای دیگر: در طول تاریخ معاصر، ایالات متحده همواره از سیاستهای جنگطلبانه استفاده کرده است. از جنگ ویتنام گرفته تا حمله به عراق در سال 2003، همواره آمریکا با استفاده از زور و بدون توجه به قوانین بینالمللی، به کشورهای دیگر تجاوز کرده است. این اقدامات به وضوح نشان میدهند که در روابط با غرب، مذاکره و توافق بدون تضمینهای مؤثر، نمیتواند منجر به نتیجهای مثبت شود.
• نقض توافقات استعماری در سطح جهانی: کشورهای اروپایی و بهویژه بریتانیا و فرانسه در تاریخ استعماری خود، به دفعات با کشورهای مختلف توافقاتی را امضا کردهاند و پس از مدتی بهطور یکجانبه این توافقات را نقض کردهاند. این رفتارها در طول تاریخ موجب بحرانها و جنگهای زیادی شده است. این سوابق تاریخی، گواهی بر این واقعیت است که مذاکره با قدرتهای سلطهجو، زمانی مؤثر است که آنها به صداقت و تعهدات خود پایبند باشند.
با توجه به تجربیات تاریخی و رفتارهای دوگانه غرب، جمهوری اسلامی ایران باید همچنان بر رویکرد استقلالطلبانه خود تأکید کند. هرچند که در اصول اسلامی و انقلابی، هیچگاه مذاکره بهطور کامل رد نمیشود، اما باید در نظر داشت که مذاکره تنها زمانی مؤثر خواهد بود که طرف مقابل به عهد خود پایبند باشد و رفتارهای سلطهگرایانه و دوگانه نداشته باشد.
بنابراین، جمهوری اسلامی ایران نه تنها هیچگاه با مذاکره و گفتگو مخالفت نکرده است، بلکه با در نظر گرفتن منافع ملی و احترام به اصول دینی، هرگونه مذاکرهای را که بر پایه عزت و عدالت باشد، پذیرا است. اما تجربههای تاریخی و رفتارهای طرفهای غربی، بهویژه ایالات متحده، نشان میدهد که این کشورها در عمل به توافقات خود پایبند نبودهاند و هرگاه که منافع خود را در خطر ببینند، از هر وسیلهای برای رسیدن به اهداف خود استفاده خواهند کرد.
در پایان، میتوان گفت که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه از مذاکره و گفتگو با جهان غرب در صورتی که بر اساس احترام متقابل و رعایت حقوق بینالمللی باشد، ابایی نداشته است. اما تجربه تاریخ روابط بینالملل، بهویژه در مواجهه با ایالات متحده و کشورهای غربی، نشان داده است که این قدرتها همواره با عهدشکنی و نقض توافقات، به منافع خود توجه کردهاند. بنابراین، حفظ استقلال، عزت ملی و اصول انقلابی، بهویژه در برابر قدرتهای سلطهگر، ضروری است. جمهوری اسلامی ایران باید همچنان بر سیاستهای مقاومتی خود پایبند بماند و از هرگونه مذاکرهای که به قیمت تسلیم و ذلت ملی تمام شود، اجتناب کند.
محمد صدرا علی محمدی
بیرق نیوز
فرم ارسال نظر
مطالب پیشنهادی از سراسر وب