بیرق نیوز در گفتگویی با سجاد عابدی فعال سیاسی اعتدال گرا به این پرسش اساسی پاسخ می دهد
که وضعیت سیاست در ایران چگونه است و چالش ها و راه حل ها چیست
سجاد عابدی در ابتدا به آسیب شناسی وضعیت سیاسی در ایران می پردازد و بزرگ ترین بحران سیاسی کشور را عدم حل و فصل مسائل دیپلماتیک کشور در سطوح منطقه و جهان می داند
وی در موضوع برجام دولت سیزدهم را مورد نقد قرار می دهد و معتقد است دولت فعلی در شرایطی به روی کار آمده است که« آمریکا به صورت یکطرفه اقدام به تحریم ایران کرده بود و با وجود تلاشهای زیاد نتوانست اجماع جهانی علیه ایران تشکیل دهد . دولت سیزدهم در بهترین زمان ممکن از نظر دیپلماسی و حل و فصل مسائل هستهای با آژانس انرژی اتمی و کشورهای اروپایی روی کار آمد و همه چیز آماده بود تا کشور در ریل دوستی با دنیا قرار بگیرد.
متاسفانه تعلل تیم دیپلماسی دولت سیزدهم با گرای اشتباه برخی تندروها در داخل باعث شد کمکم آمریکا بتواند فشارها علیه ایران را بیشتر کند.
متاسفانه با تحلیلهای غلط در مورد زمستان سختِ اروپا همه فرصتها برای احیای برجام از دست رفت و به تحریمهای ظالمانه و یکطرفه آمریکا، قطعنامهها و تحریمهای اروپا هم اضافه شده و همین باعث می شود روز به روز اقتصاد کشور کوچکتر شود»
وی دولت فعلی را ناتوان از حل مشکلات سیاسی کشور از جمله مشارکت سیاسی می داند
و استدلال می کند:« ۲۰ماه از شروع دولت گذشته، محبوبیت شخص رییسجمهور به شدت کاهش یافته،نسل دهه هشتادی، به علت وابستگی آنها به اینترنت، بعد از محدودیتهای زیادی که دولت جدید روی اینترنت اعمال کرده، امیدهایشان را از دست دادهاند
به علت عدم مهار تورم و گرانیها و کوچکتر شدن سفرههای مردم،روز به روز از حامیان دولت هم کاسته می شود و همین باعث زیاد شدن بیاعتمادی به مسئولان می گردد.»
او درباره چیدمان انتخابات آینده ایران باور دارد که انتخابات بعدی از جمله مجلس شورای اسلامی
ساختاری عمدتا میانه رو خواهد داشت وی در شرح این موضوع می گوید:«معتقدم انتخابات بعدی لیستمحور نخواهد بود و مردم دیگر به هیچ لیستی اعتماد نخواهند کرد و اگر اقبالی باشد به سمت افراد میانهرو باشد که نه چپ از آنها حمایت کند و نه راست.»
وی در ادامه به اغتشاشات اخیر اشاره می کند و تحولات سیاسی را در آن موثر می داند
در این باره می گوید:«برخوردهای قهری و تخریب چهرههای معروف، به نظرم دستاورد اغتشاشات اخیر بود . بنده به عنوان یک فعال رسانهای بعد از ماجرای اغتشاشات اخیر،به کلی ریاستارت شدم. در فضایی قرار گرفتیم که نه میتوانستیم از حق دفاع کنیم نه میتوانستیم از کنار بی انصافیها بگذریم !»
وی در اشاره ای کوتاه به مخالفین جمهوری اسلامی ایران معتقد است که این جریان را یک اپوزسیون مقید به منافع ملی و فرهنگ ایرانی نمی داند بلکه باور دارد این جریان یک جریان ضد ایرانی است.
وی نقش فضای مجازی در تحولات سیاسی کشور بسیار مهم ارزیابی می کند و اذعان دارد:«دنیا به سمت گردش آزاد اطلاعات می رود و ما باید آینده را ببینیم ! مهمترین نقش در تحولات سیاسیاجتماعی و حتی اقتصادی در کشور را فضای مجازی دارد.کنترل و نظارت بر فضای مجازی امریست مهم و واجب، اما با فیلترینگ و محدودیت، نم یتوان بر فضای مجازی مسلط بود.
در شرایط فعلی فقط یک شرکت اینترنت ماهوارهای به نام استارلینک در دنیا وجود دارد که این به تنهایی میتواند تمام محدودیتها را منسوخ کند،حالا اگر بدانیم تا چندین سال دیگر دهها شرکت در زمینه اینترنت ماهوارهای در دنیا شروع به رقابت میکنند و به زودی همه موبایلها میتواند مستقیم به اینترنت ماهوارهای وصل بشود متوجه میشویم که جلوی پیشرفت تکنولوژی را نمیتوان گرفت و قطعا فضای مجازی نه تنها در ایران که در جهان نقش موثری در تحولات خواهد داشت فیلترینگ و مسدودسازی ،پاک کردن صورت مسئله است و تازمانی که مردم را به اجبار به استفاده از پلتفرمی سوق دهیم نتیجه عکس دریافت میکنیم.»
وی در ادامه کاهش مشارکت سیاسی در کشور به دو عامل نارضایتی های شدید عمومی و نظارت استصوابی مرتبط می داند و آن را عاملی بحران زا برای فضای سیاسی کشور می داندکه منجر به تولید
اصلی ترین ضعف سیاسی جمهوری اسلامی ایران یعنی یکدست شدن حاکمیت می گردد.
وی دراین باره توضیح می دهد:«یکدست شدن حاکمیت بزرگ ترین ضعف سیاسی در ایران و جمهوری اسلامی چون همه کمکاریها و ضعفها مستقیم پای نظام جمهوری اسلامی فاکتور میشود و این مسئله به شدت خطرناک است»
وی دولت فعلی را ناکارآمد ارزیابی می کند و اقدامات آن را در خلاف جهت منافع عمومی می داند
و می گوید:«به نظرم هیچ کدام از سیاستهای دولت در راستای منافع عمومی نیست چون اولا مدیرانش منصوب شده عمدتا تخصص لازم را ندارند، نمونه : عبدالملکی !
دوما هیچ کدام از دستورات رییس جمهور اجرایی نمیشود و به علت یکدست بودن مدیران هیچ برخورد قاطعی نمیتواند انجام شود،نمونه : وزیر صمت هیچ کدام از وعدههایش عملی نشده، هیچ کدام از دستورات رییسجمهور را اجرا نکرده، توان برخورو لازم هم وجود ندارد
سوما بعد از ۲۰ ماه هیچ تصمیم قطعی که نتیجه آن به نفع مردم تمام شود گرفته نشده.»
در ادامه با اشاره به برجام شرح می دهد:«برجام ، با نظر مستقیم رهبر انقلاب و با تایید مجلس وقت انجام شد و حالا پس از چندین سال از خروج ترامپ از آن راحتتر میتوان در مورد آن نظر داد .
همه آمار و ارقام به ما میگوید در سالهایی که برجام اجرا شده بهترین تحولات سیاسی اقتصادی و حتی اتمی در ایران شکل گرفته با برجام توانستیم حتی از نظر هستهای قدرتمندتر بشویم پس برجام یک پیمان، سیاسی،اقتصادی و اتمی بود»
در مورد مطبوعات و وضعیت رسانه ها اذعان دارد که وضعیت بدتر شده و محدودیت ها افزایش یافته است در این باره شرح می دهد:«وضعیت مطبوعات در کشور متاسفانه بدتر شده است، انتقاد به وضع موجود می تواند یک رسانه را توقیف کند و دهها نفر بیکار شوند در حالی که در دولت قبل بسیاری از رسانهها مشغول سنگانداری در قبال سیاستهای دولت بودند و بعضا انتقادهایشان به توهین هم تبدیل شده بود اما با هیچ کدام از آنها برخورد نشد در شرایط فعلی، تاثیرگذاری یک کانال تلگرامی و یا یک کانال در یکی از پلتفرمهای داخلی بیشتر از یک روزنامه است که ماهیانه میلیونها تومان از بیتالمال بودجه دریافت میکند.»
در پاسخ به این سوال که وضعیت گروه های سیاسی خرداد 76 موسوم به اصلاح طلبان در نگاه مردم چگونه است ؟ پاسخ داد:«مردم به همه جریانات سیاسی کشور بد بین شدهاند و وقتی مقبولیتی نباشد تاثیر آنچنانی هم در کار نیست .»
عابدی عملکرد دولت دکتر روحانی را قابل دفاع ارزیابی می کند و در این باره استدلال می کند:«عملکرد دولت قبل هم قابل دفاع است هم قابل قبول هم به دلیل عمق فشار های آمریکا و تحریم های ظالمانه و هم جنگ اقتصادی علیه ایران و وضعیت کشور در آن دوره .»
عابدی رابطه سیاست و اقتصاد را گره خورده توصیف می کند و به نگاه حکمرانی جامع به تمام امور در یک محور کلی معتقد است و در این باره بیان می کند:«اقتصاد به سیاست ما گره خورده و همه جای دنیا این روند موجود است . متاسفانه محور حکمرانی سیاست خارجه ما اینگونه نیست و ما میبینیم با هر خبر تحریم و قطعنامهای که علیه ایران منتشر میشود،به سرعت ازرش ریال هم کم میشود
این یعنی حکمرانی غلط.»
در ادامه به موضوع فوت مرحومه امینی می پردازد و عملکرد حاکمیت را نقد می کند و آن را نامناسب
و غیر معقول می شمارد و ابراز می کند:«در مورد اصل حادثه اگر بخواهم حرف بزنم معتقدم شیوه برخورد نظام با این مسئله درست نبود .
متاسفانه قوه عاقله نظام هیچ گاه هشدارها در مورد گشت ارشاد را جدی نمیگرفت!
بارها دلسوزان اعلام کردند که افکار عمومی نسبت به اصل گشت ارشاد بدبین هستند ولی هیچ گاه گوش شنوایی نبود.
معتقدم ، این دختر اگر در کلانتری به خاطر مسئلهای غیر از حجاب،از دنیا میرفت،هیچ گاه چنین قائلهای تشکیل نمیشد
هرچه هم که بگوییم رفتار ماموران گشت ارشاد با این خانم به شدت خوب و دوستانه بوده و ناجا هیچ تقصیری در این باره ندارد هیچ گاه افکار عمومی نمیپذیرد.
در مرحله دوم،متاسفانه عدم اطلاعرسانی دقیق و به موقع درمورد حادثه پیشآمده،باعث شد مرجعیت رسانهای به خارج از کشور منتقل شود
در مرحله بعدی بااین که مرجعیت را از دست داده بودیم، شیوه برخورد با منتقدان این حادثه،بنزینی بود بر روی آتشی که دیگر قابل کنترل نبود.
همه ما میدانیم دشمنان این آب و خاک همیشه منتظر بهانه برای خباثت خود علیه این مردم هستند و این حادثه با کاستیهایی که داشت باعث شد دشمن از آن سوءاستفاده کند و هزینه روی دست نظام بگذارد
ارزیابی خاصی از شعار زن زندگی آزدی، ندارم ولی معتقم حالاحالا این شعار در زبان مخالفان جمهوری اسلامی خواهد بود.»
عابدی معتقد است دیگر نهاد ها مانند گذشته عملکردی موثر ندارند به مجلس شورای اسلامی اشاره می کند و می گوید دیگر مجلس در راس امور نیست و شرح می دهد:«نقش مجلس متاسفانه موثر نیست ! یعنی در راس امور نیست ! دلیلش هم همان یکدستی حاکمیت است ، در راهروهای مجلس،هرکس دنبال مسائل شخصی و جناحی خود میباشد و سالهاست طرحی که بعداز تصویب آن بتواند در زندگی مردم تاثیر ملموسی بگذارد تصویب نشده .
با توجه به مسئله وابستگی جوانان به اینترنت و فضای مجازی و مطالبه مهم شفافیت آرای نمایندگان که یکی با طرح صیانت و دیگری با عدم تصویب ، خلاف خواست مردم انجام شده،پیشبینی میکنم،حتی اگر نظارت استصوابی شورای نگهبان هم حذف شود، رکورد عدم مشارکت،در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی ثبت شود»
وی در پاسخ به پرسش میدان یا دیپلماسی می گوید:«میدان+دیپلماسی . هردو مهم است . در دولت قبل میدان و دیپلماسی هردو فعال بودند، ولی در شرایط فعلی دیپلماسی فعال نیست»
عابدی نقش سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را در اذهان مردم موثر و به عنوان فردی محبوب عنوان می کند و در این باره توضیح می دهد:«نقش حاج قاسم در اذهان عمومی همواره پررنگ بوده و ایشان به عنوان یک چهره قهرمان در دل و قلب آحاد مردم جای دارد .»
وی مهم ترین ضعف ایران را حکمرانی در حوزه اینترنت و فضای مجازی و مهم ترین نقطه قوت ایران را حوزه موشکی و دفاعی می داند
عابدی معتقد است قانون اساسی ایران به طور کامل دموکراسی را برای مردم مهیا می کند
و توضیح می دهد:«اگر قانون اساسی کامل اجرا شود ، همه مردم به دموکراسی در ایران باور پیدا میکنند»
وی چهره های مخالف نظام جمهوری اسلامی را منفور و ناتوان در برابر حاکمیت ارزیابی می کند
و ابراز دارد:«خوشبختانه هیچ کدام از چهرههای مخالف ج ا را محبوب و به عنوان آلترناتیو نمیبینم و معتقدم هیچ کدام از آنها قابلیت مبارزه و ایجاد هزینه برای ج ا را ندارند . البته تااین لحظه .»
عابدی رسانه ایران اینترنشنال را غیر حرفه ای وضعیف ارزیابی می کند و تروریستی می داند و در این باره می گوید:«اینترنشنال را اصلا به عنوان یک رسانه قبول ندارد . شبهرسانه اینترنشنال با بودجه تروریستها اداره میشود و طبیعتا یکی از اهداف آن تجزیه ایران است»
وی رسانه های فارسی خارج از کشور را معاند تلقی می کند که به انکار تمام هویت ایرانی می پردازند
و اذعان دارد:«همه رسانههای خارجی را معاند تلقی میکنم و معتقدم هیچ کدام اصول حرفهای رسانهای را انجام نمیدهند»
پیش بینی وی از آینده سیاسی دولت فعلی اولین دولت تک دوره اصول گرا ست
وی شرح می دهد:«به نظر حقیر دولت فعلی اگر نیمهکاره نماند و جایی استعفا ندهد،آرای چوب خشک در انتخابات بعدی بیشتر از آرای اعتماد به دولت فعلی است»
عابدی رابطه چین روسیه و ایران را نه یک رابطه تاکتیکی بلکه رابطه ای راهبردی می داند ولی با رویکردی انتقادی می گوید:« همانطور که برخی کارشناسان به دولت تذکر میدادند که نباید همه تخممرغهایتان را در سبد غرب بچینید، حالا هم نباید همه تخممرغهایمان را در سبد شرق بچینیم، روابط ما با چین و روسیه باید متوازن باشد وگرنه هیچ دستاوردی نخواهد داشت.»
وی مهمترین شخصیت سیاسی دولت فعلی بعد از رییس جمهور را مخبر معاون اول و در دولت قبل
محمود واعظی ارزیابی می کند
عابدی در قیاس جریانات اصول گرای احمدی نژاد و جلیلی می گوید:«یکی از منفورترین جریانها جریان پایداری که معروف هستند به تندروها همان جریان جلیلی است که مردم و افکار عمومی به نتیجه نرسیدن مذاکرات رفع تحریم را از چشم آنها میبینند و این جریان تا زمانی که دولت یکدست در دست اصولگریاناست قابل مشاهده است و بعضا تاثیرگذار، اما هیچ پشتوانه مردمی ندارد
جریان احمدینژاد پشتوانه مردمی دارد ولی هیچ تاثیرگذاری در حاکمیت ندارد
در آینده شاید روزی بتوانند تاثیدگذار باشند»
در آخرین نکته عابدی راه حل عبور از مشکلات را آشتی ملی و جوان گرایی و شایسته سالاری می داند و در این باره اذعان دارد:«آشتی ملی، میدان دادن به جوانان و نخبگان، برقراری روابط تجاری و سیاسی با دنیا .حذف تندروها از مناسب تاثیرگذار حذف افرادی که اتوبوسی مدیر شدهاند و صرفا مومن و انقلابی هستند و هیچ تخصصی ندارند_ باز کردن دربهای اقتصادی کشور با دیپلماسی فعال بدون درنظرگرفتن منافع جناحی راه حل سیاسی که موجب نجات و رفع مشکلات کشور می شود.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده