۳ سال پیش
چرا اپوزسیون در یک چرخه معیوب حرکت می کند؟
مدت هاست که فعالیت قشری خاص در خارج از ایران مورد توجه بسیاری از فعالان سیاسی واقع شده است گروه ها با افکار متفاوت و رنگارنگ در قالب یک جبهه مخالف حاکمیت جمهوری اسلامی ایرا ن که در بسیاری از موارد با هم اختلاف نظر دارند یک اپوزسیون مجتمع منفصل را تشکیل می دهند ،گروه هایی که علل متفاوتی برای مخالفت و دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ایران دارند
برخی از این گروه ها مسلح و افراطی هستند و در ایران اقداماتی خشن و رعب آفرین همچون ترور قتل کشتار خرابکاری در حوزه های مختلف صنعتی کشاورزی هسته ای و امنیتی انجام می دهند از جمله این گروه های می توان به سازمان مجاهدین خلق که در ایران با نام منافقین شناخته می شوند و گروه هایی چون تندر حرکه النضال جیش العدل داعش فرقان کومله دموکرات پژاک که برخی از ان ها طی گذشت زمان و تغییر ایدولوژی تغییر ماهیت داده اند اما در مخالفت با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران ثابت قدم هستند از جمله اقدامات این گروه ها می توان به ترور 17000شهروند ایرانی از جمله یک دخترک خردسال 3 ساله در شهر شیراز در دهه 60 هجری شمسی یا ترور شخصیت های برجسته نظام جمهوری اسلامی از جمله شهیدان آیت الله قاضی مدنی بهشتی دستغیب مطهری و شهدا دیگر چون سپهبد قرنی صیاد شیرازی لاجوردی مفتح ترور 72تن از حاضران در دفتر نخست وزیری از جمله رییس جمهور شهید ایران شهید رجایی دکتر باهنر گاهی هم این گروه ها به نیابت از برخی سرویس های جاسوسی وتروریستی خارجی از جمله اسرائیل و آمریکا دست به چنین اعمالی می زنند همچون ترور شهدای هسته ای شهیدان احمدی روشن شهریاری رضایی نژاد علی محمدی و پدر هسته ای ایران شهید محسن فخری زاده که توسط عوامل این گروه ها به دستور اسرائیل به شهادت رسید برخی از این جریانات با رویکردی قومی و چپ گرا به دنبال تجزیه ایران بودند از جمله تجزیه طلبان در کردستان در اوایل انقلاب اسلامی که در گروه های چون کومله دموکرات و پژاک فعالیت می کردند و در تلاش برای تجزیه کردستان و جدا سازی ان از ایران بودند البته جریاناتی در آذربایجان خوزستان در پوشش تفکرات چپ مانند گروه خلق مسلمان در پی اقدامات مسلحانه برای تجزیه ان مناطق بودند که در کردستان در درگیری های نظامی با حاکمیت شکست خورده و دست به فرار زدند.
برخی دیگر از این گروه ها فعالیت های خشونت پرهیز و سیاسی دارند که نتایج تلخی برای مردم ایران رقم زده اند از جمله این گروه ها می توان به سلطنت طلبان مشروطه خواهان و طرفداران پادشاهی در خارج از ایران اشاره کرد این افراد که در حقیقت میراث تفکر رژیم سابق در ایران هستندو در مخالفت بنیادی با انقلاب اسلامی در ایران فعالیت خود را آغاز کرده اند این گروه ها در حقیقت در قرن 21 که دوران حکومت های فرد محور به پایان رسیده و سیستم ها کشور را اداره می کنند به دنبال حکمرانی فردی هستند که تنها دلیل صلاحیتش برای حکمرانی بر این کشور وراثت است نه این فرد تحصیلات خاصی دارد نه موفقیت های سیاسی خاصی بدست آورده بلکه با اموالی که خاندان پهلوی در زمان خروج از ایران با خود به خارج از کشور برده اند امرار معاش و فعالیت می کند این جریان با لابی گری ها و تلاش های فراوان تلاش کرد تحریم ها و فشارهای زیادی بر ایران وارد کند از پیمان های سیاسی در خارج کشور تا نامه نوشتن به مقامات خارجی برای تحریم و انزوای ایران به عنوان مثال در سال 2018سرکرده این جریان رضا پهلوی همراه با 29 نفر از همفکرانش در نامه ای به دونالد ترامپ خواهان تحریم کشور ایران و نابودی جمهوری اسلامی شد
این جریان برای رسیدن به قدرت در ایران بارها با افراطی ترین جریانات سیاسی در غرب لابی کرده است از جمله این گروه ها گروه های صهیونیستی است که برای اسرائیل لابی گری می کنند
البته برخی جریانات سیاسی مستقل و جمهوری خواه نیز در خارج از کشور فعالیت می کنند که به دلیل ضعف های مالی و نبود یک ساختار مشخص، فرد محور و جریان محور فعالیت می کنند از جمله جریانات چپ که در قالب سازمان ها حقوق بشری و گروه های حقوقی بین المللی فعالیت می کنند که عملکرد بسیار ضعیف تری نسبت به جریانات دیگر دارند درعوض این جریانات فعالیت های ضد ایرانی کمتری نسبت به سایر گروه های اپوزسیون از خود نشان می دهند
البته در کنار این جریانات گروه هایی هم هستند که ذاتا مصنوعی و نتیجه برنامه ریزی های سرویس های خارجی و اطلاعاتی کشورهای رقیب ایران هستند از جمله این جریانات رسانه های بزرگ اپوزسیون است همچون بی بی سی فارسی صدای آمریکا رادیو فردا ایران اینترنشنال منوتو و ... این رسانه ها بر اساس کارفرمایی که دارند فعالیت های خود را تنظیم می کنند برای مثال بی بی سی فارسی یک رسانه انگلیسی است و در جهت منافع دولت انگلیس فعالیت می کند یا رسانه ایران اینترنشنال که رسانه ای متعلق به اسرائیل و عربستان سعودی است که اهدافی را که موسسان این رسانه های مشخص کرده اند دنبال می کنند از جمله تجزیه ایران سنت زدایی تحقیر فرهنگ ایرانی افزایش گسل های قومیتی و ترویج تنش های اجتماعی و ترویج رفتار های ضد دینی و اسلام ستیزانه و اعمالی که در تقابل با هنجارهای مورد تایید حاکمیت ایران باشد را ترویج و تبلیغ می کنند تا جامعه را علاوه در بستر های سیاسی در بستر های فرهنگی و اجتماعی نیز در تقابل کامل با نظام حاکم قرار دهند
اما چرا این اپوزسیون که با رسانه های بزرگ و بودجه های کلان پشتیبانی و اداره می شود توانمندی کافی در تغییر حاکمیت و تغییر حکومت حاکم بر ایران یعنی جمهوری اسلامی ایران را ندارد ؟
در پاسخ به این پرسش باید با نگاهی انتقادی به ریش های شکل گیری این اپوزسیون ناه کرد و آن را آسیب شناسی نمود
در حقیقت این اپوزسیون در مخالفت با حکومتی است که برآمده از یک حرکت کاملا مردمی و تحول گرا یعنی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357هجری شمسی به رهبری آیت الله روح الله خمینی مرجع تقلید شیعه به وجود آمده است و در یک همه پرسیدر سال 1358این حکومت با آرای 98 درصد مردم ایران مستقر شده است قانون اساسی این کشور طی دو همه پرسی به تایید مردم رسیده است و نظام حاکم دارای ساختارهای انتخاباتی چون ریاست جمهوری مجلس(پارلمان)شورای اسلامی مجلس خبرگان رهبری شورا های شهر و استان ها و ... است که تمام مقامات آن توسط مردم به صورت مستقیم یا غیر مستقیم انتخاب می شوند مانند رهبر که عالی ترین مقام حکومت در ایران است که مجلس خبرگان آن را انتخاب می کند و خود مجلس خبرگان یک نهاد انتخابی با آراء مستقیم مردم است این حاکمیت قبلا از تشکیل خود صاحب اپوزسیون شده است اپوزسیونی که علت مخالفتش با این حکومت نه به خاطر ساختار ها و عملکردش بلکه به خاطر ریشه آن انقلاب اسلامی است اولین اپوزسیون این حکومت بقایای رژیم سابق بودند که به دنبال تغییر رژیم در ایران و تشکیل یک حکوکت پادشاهی در ایران هستند که انقلاب اسلامی به عنوان اخرین انقلاب کلاسیک بر مبنای ایدولوژی و اندیش های فلسفیپادشاهی 2500در ایران را از بین برد و آن را با جمهوری اسلامی بر مبنای رای مردم در چارچوب دین اسلام جایگزین کرد و حکمرانی سلطنتی را به حکمرانی براساس رای و زیر نظر چارچوب روحانیت شیعه در ایران تبدیل کرد.
جریان اپوزسیون در ایران علاوه بر تغییر حکومت به دنبال تغییر هنجارها و هویت هایی است که به این حاکمیت مشروعیت می دهد این جکومت از جریانات مذهبی چون مفاهیم عاشورا ظهر اخرین منجی و حکمرانی اسلامی و رای مردم مشروعیت خود را بدست می آورد و گروه های مذهبی مهم ترین حامی این حکومت هستند پس اپوزسیون به دنبال جنگ با مذهب و دین و هویت دینی در ایران است به همین دلیل تلاش می کند شعارهایی در ضدیت با دین و جریان های اسلام ستیزانه را در ایران ترویج دهد به طوری که ساختارهای مولد اندیشه های حکومت از هم پاشیده و موجب سقوط حکومت شوند از جمله این اقدامات حمله به باورهایی چون عاشورا ظهور اخرین منجی زیر سوال بردن ولی فقیه و قوانین شرعی از جمله حجاب اسلامی در ایران است چراییعدم موفقیت جریانات اپوزسیون چه مسلح چه سلطنت طلب چه چپ و با هر تفکر و اندیشه ای در هدف گذاری این گروه ها است چون این گروه ها دین و سنت را در ایران مورد هدف قرار داده اند ایران به عنوان کشوری با قدمت بیش از 7000سال با دین و مذهب پیوند عمیقی دارد و پیوند ان با اسلام پیوندی از جنس 1400 سال تاریخ است که شیعه تقریبا 700سال آن را تشکیل می دهد و حکومت بر اساس مذهب و روحانیت شیعه قدمتی 400ساله از دوره شاه اسماعیل صفوی دارد
اپوزسیون سعی می کند با هویت ایرانی مبارزه کند به جای اینکه با یک حاکمیت مبارزه کند پس میدان نبرد از ساختارهای سیاسی به میدان های مذهبیدر مقابل سکولاریسم کشیده می شود و در این جنگ با اینکه اپوزسیون دست برتری در رسانه و مدیا دارد و باز شکست می خورد و مهم ترین جریانات که سرنوشت این کشور را تعیین می کنند جریانات مذهبی هستند چون حاکمیت در پاسخ به هجمه های اسلام ستیزانه و مذهب ستیزانه طرف مقابل به تقویت و ترویج جریانات مذهبی می پردازد وتمام ارکان کشور را با مذهب گره می زند از نیرو های مسلح تا اموزشو پروش و از اقتصاد تا کشاورزی و حکمرانی دیجیتال با صرفه نظر از کیفیت عملکرد حکومت که همیشه مورد نقد طرفداران و حامیان حکومت بوده است اما انچه در میدان عمل دیده می شود پیروزی و غلبه جریان مذهبیبر دیگر جریانات در ایران است ولی اپوزسیون در اوج بلاهت این جریان را در درون خود تحقیر و تضعیف می کند و از هرگونه گرایش مذهبی و تفکرات مذهبی پرهیز می کند و به طور نا خواسته تمام اقشار مذهبی ایران را تبدیل به سرمایه های حاکمیت ایران می کند و بدلیل تفکر و عملکرد باطل خود در جهت مبارزه با دین با بخشی از هویت ایرانی مبارزه می کند که این مانع تشکیل یک انسجام فکری در اپوزسیون بر سر مسائل سیاسی می شود ووقتی این جریان شورش های اجتماعی را از طریق ابزار های میدانی و رسانه ای خود به راه می اندازد در یک چاله خود ساخته به نام مبارزه با ارکان مذهبی اسیر می شود ووقتی حاکمیت به مبارزه سیاسی و برخورد متقابل سیاسی در حوزه ایدولوژیک می پردازد نهایت خواته وسقف موفقیت این اپوزسیون در روسری و حجاب یک قشر خاص و محدود جامعه خلاصه می شود که حکومت با تعدیل قوانین خود اینمشکل را نیز حک یا تنش را کاهش میدهد مانند الغای گشت ارشاد در موضوع اغتشاشات پاییز 1401 که حکومت با این تدبیر کل جریان اغتشاشات را در این بستر محدود و بایک تعدیل قانونی تبدیل کشف حجاب به یک تخلف از یک جرم اپوزسیون خود را با کمترین هزینه شکست داد و توانست ظرفیت های طرف مقابل را بسنجد و شرایط میدانی را ارزیابی کند که این خود یک دستاورد مهم برای هر حکومتی در جهان است که شرایط نبرد سیاسی خود و رقبایش را بداند و از ان استفاده درست در جهت بقای خود کند.
در واقع اپوزسیون به جای مبارزه با حکومت با سبک زندگی و هویت مردم ایران مبارزه می کند و ان را به عنوان سوخت ماشین جنی خود دربرابر نظام استفاده می کند اما مشکل اصلی انجاست که ذات نبرد با یک حکومت ایدولوزیک عملگرا که در جهت منافع دولت ملت و امت گرایی دینی حرکت می کند به ماشینی جنگی احتیاج دارد که بتواند در این میدان یعنی اندیشه فلسفه و ایدولوژی مبارزه کند و گویی برای حرکت دادن یک ماشین برقی به آن بنزین بدهید اصلا این ماشین نمی تواند روشن شود چه رسد حرکت کند و صاحبش را به مقصد برساند
البته هدف اصلی اپوزسیون نیز دارای خطای بزرگی است این حاکمیت چون نتیجه یک انقلاب مردمی است هرگز دچار سرنگونی سیاسی نخواهد شد چون انتخابات و جریانات سیاسی داخلش سوخت مورد نیاز برای بقای ان را تامین خواهند کرد و به دلیل توان نظامی برجسته ای که این حاکمیت برای توان امنیت ایران فراهم کرده است.
سرنگونی در اثر عامل خارجی نیز رد می شود پس نزدیک ترین هدف به براندازی اصلاحات ساختاری حکومت است ولی چون این جریان در داخل ایران توسط عده ای از طرفداران خود این نظام یعنی اصلاح طلبان دنبال می شود اپوزسیون در یک تناقض تاریخی قرار دارد یعنی برای بقای خود به دفی احتیاج دارد که متولیان اصلی این هدف در تقابل با ماهیت این اپوزسیون قرار دارند و علت بقای این اپوزسیون حمایت رقبای خارجی نظام ایران یعنی ایالات متحده آمریکا ،اسرائیل و سایر رقبا است که به عناون یک ابزار سیاسی از این جریان اپوزسیون استفاده می کند تا از حکوم ایران امتیازات سیاسی بگیرد در مقابل از این اپوزسیون در مقابل حاکمیت ایران دفاع و بقای ان را تضمین می کند البته در موضوع هدف نزدیک به براندازی باید شرح داد منظور از اصلاح تحول خواهنیستبلکه نابودی از درون است که عده ای در داخل که به جریانات لیبرالی در عالم نزدیک ترند در پی این هدف و جایگزینی نظام فکری خود به جای نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که به طور خلاصه در جریانات لیبرالی اصلاح طلبان اعتدالیون و میانه روهای چپ خلاصه می شوند که به دلیل حذف از قدرت و از دست دادن سرمایه اجتماعی خود بین مردم به دمقابله نرم با نظام می پردازند و به گونه ای اپوزسیون مستقل داخل ایران هستند که هم رسانه مستقل دارد و هم تشکیلاتی منسجمکه تا به امروز از رسیدن به هدف خود به دلیل ساختار قدرت در ایران به رهبری جریانات طرفدار حکومت وبه اصطلاح حزب اللهی به فرماندهی رهبر عالی ایران آیت الله عظمی سید علی خامنه ای بازمانده اند ودر یک چرخه معیوب و روبه شکست حرکت می کنند.
محمد صدرا علی محمدی فعال سیاسی
1402/2/16
بیرق نیوز
فرم ارسال نظر
مطالب پیشنهادی از سراسر وب